حمید رضا نعیمی وآشا محرابی در نمایش شبی که راشل از خانه رفت

Lili_Seddigh_001

نعیمی در نمایش شبی که راشل از خانه رفت

Lili_Seddigh_115

حمید رضا نعیمی، اقتباس کار سختی است

حمیدرضا نعیمی، نویسنده و کارشناس ادبیات نمایشی، با بیان اینکه اقتباس کار سخت و مشکلی است، گفت: برای اقتباس از شاه‌لیر دو سال مطالعه کردم و نوشتن این اثر اقتباسی هم شش ماه طول کشید._
نعیمی به خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، گفت: نمایشنامه «شاه‌لیر» از سیاسی‌ترین آثار شکسپیر محسوب می‌شود. این اثر در لایه‌ بیرونی خود به قدرت می‌پردازد. عمق نمایشنامه نیز قدرت را در درون خانواده‌ای بررسی کرده که قدرت دید‌گان آنها را نابینا کرده و همه به نوعی یکدیگر را می‌درند.

به گفته وی، شخصیت‌ها در نمایشنامه شاه‌لیر به خوب و بد دسته‌بندی می‌شوند. در اقتباسی که او از این اثر دارد بسیاری از شخصیت‌ها حذف شده‌اند و تمام آنها خاکستری‌اند و در موقعیتی دست به عمل می‌زنند که منطقی به نظر برسد.

نعیمی افزود: مبحث مهمی که در اقتباس از این اثر در نظر داشتم رفتن به سوی تراژدی مدرن بود. تراژدی‌ای که باعث خنده تماشاگر می‌شود ولی نه از سر تفریح.

وی نمایشنامه شاه‌لیر را اثری مهم دانست و افزود: اقتباس کار سخت و مشکلی است به خصوص از این درام. برای اقتباس از این درام دو سال مطالعه کردم نوشتن این اثر هم شش ماه طول کشید تا از یک اثر کلاسیک، نمایشی پست‌مدرن حاصل شد. در صورت مهیا شدن شرایط نمایشنامه «شاه‌لیر» را منتشر خواهم کرد. 

وی یادآور شد: اقتباس از یک اثر نمایشی مهم باعث آشنایی تماشاگر با یک نمایشنامه و نویسنده آن می‌شود؛ چون ممکن است در حالت عادی مخاطب سراغ مطالعه این آثار نرود.

نمایش «شاه‌لیر» با اقتباس حمیدرضا نعیمی به کارگردانی آرش دادگر تا نیمه آبان در کارگاه نمایش به روی صحنه می‌رود. رضا بهبودی، مهران امام‌بخش، خسرو شهراز، یعقوب صباحی، بهناز نازی، جواد نمکی و امین طباطبایی از جمله بازیگران این نمایشند.

حمیدرضا نعیمی و آرش دادگر سال‌هاست که چنین اقتباس‌هایی را دنبال کرده و به روی صحنه می‌آورند؛ ولی نمایش «شاه‌لیر» آخرین همکاری مشترک این دو در گروه تئاتر شایا است.

حمید رضا نعیمی من از" جن آلن رب گریه "تاثیر گرفته ام

گفت‌وگو با حمیدرضا نعیمی، نمایشنامه‌نویس؛من از جن آلن رب گریه تاثیر گرفته‌ام - رضا آشفته

آخرین نمایشنامه‌ای است که به قلم حمیدرضا نعیمی در تالا‌ر مولوی اجرا می‌شود، او خود در این کار بازی می‌کند. این نمایش با کارگردانی آرش دادگر در ادامه دیگر کارهای این گروه است که کاملا‌ متفاوت و تجربی می‌نماید. چرا صبحانه برای ایکاروس هر شب فقط برای تعداد محدودی 155 نفر) به صحنه می‌آمد.

با توجه به اینکه گروه ما جزو گروه‌های تئاتر تجربی محسوب می‌شود، ما با هر اجرا سعی بر آن داریم که مبحث تازه‌ای را برای تماشاگران مطرح کنیم و این رویه را از اجرای مکبث به این طرف پیش گرفته‌ایم. در این کار تماشاگر جزئی از میزانسن کارمان قرار می‌گیرد. این موضوع برای تماشاگران صبحانه برای ایکاروس هم خوشایند بوده است، چون آنها به صورت شفاهی و یا در دفتر یادداشت اجرا، یادداشت‌هایی نوشته‌اند و اظهار خرسندی کرده‌اند از اینکه خود را جزئی از اجرا دیده‌اند.

آیا به دلخواه 15 نفر را برای دیدن این کار مناسب دیدید؟

خیر، ما در ابتدا به 40 نفر تماشاگر را برای اجرا در محیط کامل تالا‌ر مولوی در نظر گرفته بودیم، اما در زمان آغاز اجرایمان به ما گفتند که یک نمایش دیگر نیز در این تالا‌ر پیش از اجرایمان کار می‌شود، به همین دلیل نیمی از محیط تالا‌ر به دکور آنها اختصاص یافت و ما مجبور شدیم در محیطی کوچک‌تر کار کنیم. ما اجرای خود را از 5 نفر به 10 نفر و در نهایت به 15 نفر افزایش دادیم. این تعداد بهتر می‌توانند جزئیات صحنه را ببینند. متاسفانه یک‌شب 46 نفر تماشاگر برای دیدن کار آمدند و اجرا دچار اشکالا‌تی شد. مسوولا‌ن تالا‌ر هم فکر می‌کردند که با افزایش نفرات مساله‌ای ایجاد نمی‌شود، در صورتی که کار ما با تماشاگر کمتر، بهتر دیده می‌شود.

جناب نعیمی آیا در نوشتن ددالوس و ایکاروس هم با توجه به ادامه یافتن آن در اجرای اخیر دخالت داشته‌اید؟

برای اولین بار طرح نمایشنامه را دادم و طرح اجرا مال من نبود. من به همایون غنی‌زاده با توجه به ایده اجرا گفتم که بهترین داستان، ددالوس و ایکاروس است. بار اول آن را نوشتم و برای بار دوم خود غنی‌زاده با همان سیر اتفاقات، دیالوگ‌نویسی کردند و متن بهتر هم شد، اما من ایراداتی را به متن و جهان ادبی آن وارد می‌دانستم؛ بنابراین در آن کار، بازیگری بیش نبودم.

آیا صبحانه برای ایکاروس متاثر و در ادامه ددالوس و ایکاروس است؟

خیر من برای اولین بار صبحانه برای ایکاروس را در سال 83 نوشتم که در این سال حمید امجد و محمد چرمشیر این متن را رد کردند و در عوض 7 متن از خود را برای شرکت در جشنواره تصویب کردند. نمی‌دانم در آن سال این کار مستحق رد شدن بود یا نه؟

این دو جزو دغدغه‌های شخصی شما بوده‌اند؟

صبحانه برای ایکاروس با ددالوس و ایکاروس هیچ شباهتی ندارد. در ددالوس و ایکاروس جهان ادبیات کم‌رنگ است و از جهان متن به جهان اجرا نرسیدیم، اما صبحانه برای ایکاروس یک اقتباس از رمانی از آلن رب گریه است. من تحت تاثیر فضای این رمان قرار گرفته‌ام و براساس آن کاراکترها را خلق کرده‌ام و ما از دنیای متن و با همکاری آرش دادگر و بچه‌های گروه به ایده اجرا و طراحی صحنه رسیده‌ایم.

من به همین دلیل از تمام اعضای گروهم راضی هستم چون در زمان تمرین‌ها در خدمت اجرا هستند و هر کسی به نوعی در روند شکل گرفتن اجرا نقشی دارد.

چه‌قدر متاثر از حال و هوای رمان جن رب گریه بوده‌اید؟

در ابتدا رمان را خواندم. در ابتدا و انتهای آن، پیش‌گفتار و پس‌گفتاری آمده است. یک بازرس دنبال گمشده‌ای است و برای این منظور به سراغ کسانی می‌رود که این گمشده را دیده و با او در ارتباط بوده‌اند. این بازرس سرآخر چیزی دستگیرش نمی‌شود. بعد 99 صفحه درباره این آدم می‌خوانیم. من تمام اتفاقات نمایشنامه‌ام را از این پیشگفتار تاثیر گرفته‌ام. بر اساس همین نوشته، من بستر کامل و کاراکترهای خودم را نوشته‌ام. من از رمان آلن رب گریه، عدم قطعیت را گرفته‌ام و این جوهره آن رمان است؛ بنابراین بر اساس همین نکته، با ناخنک زدن به اساطیر متن خود را نوشته‌ام.

ددالوس و ایکاروس از اساطیر یونان به شمار می‌آیند.

بله جزو یونان باستان هستند. ددالوس پدر افزارسازی جهان محسوب می‌شود یا به نوعی پدر مهندسی اساطیر است. ساخت اره، لا‌بیرنت و پرواز بدون کمک خدایان از ایده‌های او است. مردی بسیار باهوش و با ذکاوت.

گروه شما با هر بار اجرا به دنبال بیان نکته‌های تازه است، یا در ادامه کارهای قبلی اجراهایتان را پیش می‌برید؟

آرش دادگر بهتر می‌توانست به این پرسش پاسخ بدهد. اما من هم به شخصه همواره در کار اجرایی دخالت داشته‌ام. قطعا ما به دنبال کشف و پیدا کردن راهکارهای جدیدی بوده‌ایم تا دریافت و احساس مخاطب را به سوی جهان‌های ناشناخته بکشانیم، بنابراین به راحتی نمی‌دانیم که کار بعدی‌مان چه‌طور خواهد شد، در عین حال می‌دانیم که گروه به دنبال کشف یک دنیای ناشناخته خواهد رفت.

بنابراین اگر بپرسیم بعدا چه کاری را بر صحنه می‌آورید، بی‌خبرید؟

قطعا. اما در این بین کارهای مشخصی هم داریم. مثلا‌ سال گذشته شاه‌لیر را کار کردیم که هیات بازبینی تئاتر فجر متشکل از امین تارخ، حمیدرضا اردلا‌ن و فریندخت زاهدی و کسانی که از تئاتر دور هستند، با برخورد سلیقه‌ای و خوشایند نبودن کار برای خودشان مانع از اجرای آن در جشنواره فجر شدند. در صورتی که ما برخورد ویژه با شاه‌لیر کرده‌ایم.

صفحه 1 از 1